السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
405
تفسير الميزان ( فارسي )
راستشان مىدهند . ليكن اين توجيه درست نيست ، زيرا ظاهر آيات ( اگر نگوييم صريح آن ) اين است كه : داخل آتش و يا بهشت شدن نتيجه اى است كه بر داورى دستگاه الهى مترتب مىشود ، و داورى نتيجه حساب است كه برداشتن نامه عمل مترتب مىشود ، تا چندى كه نامه هاى اعمال را به دست صاحبانش ندادهاند حساب معنا ندارد ، و تا حساب تمام نشود داورى معنا ندارد ، و تا داورى نشود داخل بهشت و يا دوزخ شدن معنا ندارد . بعضى « 1 » ديگر احتمال دادهاند نامه اعمال اهل كبائر از مؤمنين را به دست چپ آنان بدهند ، و از پشت سر دادن مخصوص كفار باشد كه آيات هم همين را افاده مىكند . اين وجه نيز درست به نظر نمىرسد ، براى اينكه آياتى كه راجع به اصحاب شمال سخن مىگويد : - مانند آيات سوره واقعه و الحاقة و تا حدودى سوره اسراء - اين خصيصه را مختص به كفار دانسته ، و از مجموع آياتى كه در اين باب هست استفاده مىشود كسانى كه نامه اعمالشان به دست چپشان داده مىشود ، همانهايند كه نامه هايشان از پشت سر داده مىشود ، پس اين وجه هم اشكال را بر طرف نمىكند . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : ممكن است گنه كاران هم نامه هايشان به دست راستشان داده شود ، و خلاصه اصحاب يمين دو طايفه باشند ، يكى بى گناهان ، و يكى گنه كاران ، آن گاه خصوصيتى را كه در جمله * ( « فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً » ) * براى آنان آورده مختص به بى گناهان باشد ، و هر دو طايفه را با صفت يك طايفه توصيف كرده باشد . اين وجه نيز درست نيست ، براى اينكه هر چند توصيف كل به صفت بعض مجازا در بعضى موارد جايز است ، ليكن مقام آيات كه مقام جداسازى سعدا از اشقيا و مشخص كردن پاداش و كيفر هر يك از آن دو است ، اجازه چنين مجازگويى را نمىدهد ، پس هيچ مجوزى نيست كه جمعى از اهل عذاب را داخل در اهل بهشت كند . علاوه بر اين جمله * ( « فَسَوْفَ يُحاسَبُ . . . » ) * وعده جميلى است كه معنا ندارد وعده خدا شامل غير مستحقين هم بشود ، هر چند بطور مجاز و به ظاهر كلام . بله ممكن است صاحبان اين توجيه را كمك كنيم ، و بگوييم « يسر » و « عسر » دو معناى نسبى است ، و بر اين حساب مىتوان گفت حساب گنه كاران هم آسان است ، چون
--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 81 .